خرید بک لینک
دیگر تمام شد

به پر شمعدانیها آب میزنم

به روزگار رفته لبخند

کفشهایت برای همیشه از پشت در رفتهاند

هیاهو تمام شده

دریا خوابیده

عطرت از آستین پیراهنها پریده

و نامت از اول کتابها رفته

دیگر تمام شد

شمعدانیها به رفتنت عادت میکنند

برچسب: هیاهو گوگوش,هیاهوی زمان,هیاهوی بسیار برای هیچ,هیاهوی زمان جولین بارنز,هیاهو چت,هیاهو شماعی زاده,هیاهو گوگوش mp3,هیاهوی سکوت,هیاهوی زندگی,هیاهوی کوهسار, نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 4:44

درمهربانی ابرهای فروردین

در برگهای ساکت آبانماه

چیزی شبیه نشستنهای تو میبینم

اما نه مخمل صدای بنان

نه ناز و عشوه ی قمر

چیزی که استعاره راه رفتنت باشد

پیدا نمیکنم

... در ازدحام جهان

وقتی کسی هنوز دلواپس صدای قناریهاست

هنگام حیرت قمریها از مهربانی مردم بیلبخند

یاد نگاه تو میافتم...

آن چشمها به جای دشنه و دشنام

عمری به عالم و آدم

گل دادند

...

برچسب: آناهیتا همتی,آناناس,آناهیتا نعمتی,آناتومی بدن,آنارشیست,آنا گاوالدا,آنا,آنابل,آنا کارنینا,آناستازیا, نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 4:44

دست میگذاری روی شقیقهامدستان تو شبیه چارپایه اعدام استاز پیشانی ام می گذری و در ریشه موهای سپید مردی می جنبدمردی بی عصیان، بی جنگ، بی شورشدستان تو شبیه چارپایه اعدام استباید خلاص کنیوقتی که پشت این شقیقهعمری است مردهای بیشمار منتظر عصیانندو منهر روز صد بار از دست های غریبه به آنها شلیک می کنمدستان تو اما چیز دیگری استباید خلاص کنیبا یک نوازش ارامروی شقیقه مردی که سیاهش سپید می شودبی جنگبی عصیانبی شورشدستان تو چارپایه اعدام استهر روز از روی شقیقه ام بگذرمهربان و عصیانگربگذر...

برچسب: ناگفته های جنگ,عکاسی جنگ بی بی سی, نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 4:44

خندهاش بهار بلندی است

دست انداخته در گردن درختی پیر

و دلش

گل سرخ کوچکی

بر پیراهن سفید حریر

... سربازیست در رویای تمام مردم دنیا

با دستانش که پرچم صلح است

و چشمهایش که باز پرچم صلح است

تنهاست

تنهازنی که راه میرود

و تهران دوباره بیست ساله میشود

برچسب: پرچم صلح,پرچم صلح جهانی,پرچم صلح محسن چاوشی,یادت پرچم صلحی است میان,یادت پرچم صلحیست,عکس پرچم صلح,پرچم سفید صلح,رنگ پرچم صلح,یاد تو پرچم صلحیست,خیالت پرچم صلحیست, نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 4:44

از خاطراتت بگو بگذار دوباره در سکوت شب درها به هم بخورند پسرها از اتوبوس های رو به سفر پیاده شوند دخترها به دبیرستان های شلوغ برگردند و پدرها... حیف پدرها دوباره زنده نمیشوند ... پستچی ها گم ات کرده اند از بس نامه که نمی نویسی لااقل به یاد بیاور اینجا مردی در سی سالگی موهای معمولیاش در ازدحام اتوبوس ها و خیابان ها و کافه ها آشفته توست مردی که هر غروب قهوه اش را با پستچی های مغموم هورت می کشد و امیدوار که تو از تمام فرودگاه های جهان جا بمانی ...

برچسب: نامه هایی از ایووجیما,فیلم نامههایی از ایوجیما,نامههایی از ایوجیما, نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 4:44

به همین راحتی با پست آخرین مطلب قبل از این پست، یعنی همین شعری که در پایین قرار دارد، بلاگفا آرشیو دو سال گذشته مرا پاک کرد...انگار من در دو سال گذشته هیچ ننوشته ام...حالا نمی دانم از کجا لینک بدهم به کجا آدرس بدهم نوشته های دو سال گذشته را...باقی ورشکستگی ها بس نبود، بلاگفا هم تکمیلش کرد...پ ن 1: چهارده ماه بعد از نوشتن متن بالا، دوست عزیز ناشناخته ای زحمت بازگرداندن مطالب وبلاگ را کشید و من هم وبلاگ را بازسازی کردم؛ بسیاری از نواقص رفع شد و من دوباره خانه قدیمی خودم را یافتم. از صاحب وبلاگ http://raze-nahan.blogfa.com/ بسیار ممنونم که این اتفاق را مقدور کرد.

برچسب: به همین راحتی یکسال گذشت,به همین راحتی,به همین راحتی فراموش شدم,به همین سادگی فیلم کامل,به همین سادگی پ,به همین سادگی iranproud,به همین سادگی,به همین سادگی رفتی,به همین سادگی دانلود,به همين سادگي رفتي, نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 4:44

با آنکه ترانه ای بود

اما گمش کردند

پاییز نام دیگر او بود

دختری که خوب می خندید

و راه رفتن را

خوب می فهمید

او را گمش کردند

من اما نامش را از یاد نبرده ام

اگر چه بوی دست هایش از پیرهن من

و از پیرهن مردهای بیشماری

پریده است

ای کاش روزنامه ها خبر بدهند

پاییز زنده است

آن دختری که راه رفتن را

خوب می دانست

برچسب: پاییز دختریست, نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 4:44

مهر ماه سال 94، بعد از بلایی که بلاگفا سر آرشیو نوشته هام آورد و همه خوبی های دو سال قبل از 94 رو نابود کرد؛ از اینجا رفتم و یه سایت راه انداختم برای خودم؛ خوشگل تر و جذاب تر و پر و پیمون تر؛ خیلی هم تلاش کردم اونجا رو بدل بکنم به یک خونه امن برای نوشته هام، اما خب نشد...مثل پیرمردی که به دهات پدریش دل بسته، منم دلبسته دیوار گرد و خاک گرفته این وبلاگم...

پ ن: سایت شخصیم رو می تونید تو این آدرس ببینید http://mjalili.com/

برچسب: خانه های قدیمی,خانه های قدیمی تهران,خانه های قدیمی ایران,خانه های قدیمی اصفهان,خانه های قدیمی تبریز,خانه های قدیمی شیراز,خانه های قدیمی یزد,خانه های قدیمی کاشان,خانه های قدیمی را دوست دارم,خانه های قدیمی گیلان, نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 4:43

عکس کودکی را فرستاده بود که پدرشدر سوریه شهید شده بود و ماکتش را در نمایشگاهی ساخته بودند؛ کودک برای بغل کردن پدر رفته بودو وقت نزدیک شدن دیده بود از جان پدرش هیچ آنجا نیست، دلتنگیهاش آشنا بود برای من...یاد روزهایی افتادم که تابوت می آوردند سر کودکی ام را بریدندطرحی به رد گلوله و خون زدنددر قابی از تو و تردیدعکست را به دیوار کوبیدندبه خانه کوبیدندبه خیابان کوبیدند«سرت را بریدندو کلمه از کار افتاد»*و شمایلت را چون مردی بی حرفبه دیوار کوبیدند...تو اما چیز دیگری بودیردی بر کبوترخانههای روستای مادری اتدرختی که تنش قلب و تیر و یادگاری داشتنه آن شم

برچسب: نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 4:43

صفحه بندی